تاثير فناوري اطلاعات و ارتباطات در برنامه درسي

 نويسنده :محمد مهري

ارديبهشت 1386


چكيده :

            يكي از ويژگي هاي مهمي كه پديده فناوري اطلاعات و ارتباطات از آن برخوردار است ،‌اين است كه باعث مي‌شود  ارتباط  انسان با انسان ،  همچنين انسان با محيط  تسهيل  يافته و ارتقاء يابد  .   فناوري   اطلاعات و  ارتباطات به دليل قدرت  تحول‌پذيري و  توانايي برقراري ارتباط  پويا كه مي‌تواند با دانش‌آموزان داشته  باشد ، از نقش مهمي در انتقال دانش برخوردار است . درباره تاثير فناوري اطلاعات و  ارتباطات   د ر  حوزه  تعليم و تربيت دو ديدگاه  وجود دارد  . رويكرد اول  كه به رويكرد   اصلاح‌گرا  نام گرفته ، بر اين باور است كه  اثر فناوريهاي  جديد  ( اطلاعات و ارتباطات )  بر آموزش و پرورش  تدريجي بوده و اين پديده باعث مي‌شود كه آموزش به شيوه  سنتي ، تنها به گونه‌اي  كارآمدترانجام شود .  به عبارت  ديگر ICT  باعث  تسريع  اصلاحات در آموزش و  پرورش مي‌شود  . در  كنار اين رويكرد  ، رويكرد  تحول‌گرا  مطرح است كه معتقد به تحول‌زايي  ICT در آموزش  و پرورش  مي‌باشد  و بر اين  باور است كه فناوري اطلاعات و ارتباطات ، ابزارها و حتي خط‌ مشي‌ها و اهداف تعليم و تربيت را به صورت اساسي تغيير  داده  و متحول مي‌كند  .  اين مقاله تلاش دارد  با بيان نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات در حوزه تعليم و تربيت ، به بررسي تاثير اين پديده  بر روي  برنامه درسي بپردازد . برنامه درسي را مي‌توان دستور كار  آموزش دانست  به كارگيري  فناوري  اطلاعات و ارتباطات در برنامه درسي فوايد  فراواني  به همراه دارد . از جمله اين كه امكان  بهره‌گيري از يك برنامه درسي  تلفيقي را براي معلم و دانش‌آموزان فراهم مي‌آورد . اين نوع برنامه درسي ، بيش از آنكه بخواهددانش معيني را به دانش‌آموزان القا كند زمينه‌اي را فراهم مي‌كند كه از طريق آن امكان شكوفايي قابليت هاي فردي دانش‌آموزان و گسترش تجربه‌هاي فردي و مستقل آنها افزايش مي‌يابد .در اين رابطه به تاثيرات ديگري مي‌توان اشاره كرد كه در مقاله به آنها پرداخته شده است .
       
كليد واژه‌ها :

ICT ، برنامه درسي ، ICT در تعليم و تربيت ، ICT در برنامه درسي .فناوري اطلاعات ......

مقدمه :


        درعصر حاضر كه عصر تغيير از جامعه صنعتي به جامعه فراصنعتي يا جامعه اطلاعاتي لقب گرفته است ، طبيعي است  كه  اطلاعات ، دانش و آگاهي به عنوان  اساسي‌ترين  دارايي ها  براي انسان ها و جوامع بشري به حساب آيد .رشد و گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات(ICT) در جامعه امروز به حدي سرعت گرفته است كه ميزان توجه به آنرا به عنوان مهم ترين  شاخص توسعه‌يافتگي براي   كشورهاي در حال توسعه در نظر گرفته‌اند ، و معتقدند كه عصر حاضر ، دنياي  متفاوتي خواهد بود كه راهبري آن را فناوري اطلاعات برعهده خواهد داشت .ويژگي مهمي كه پديده فناوري اطلاعات ازآن برخوردار  است اين است  كه   باعث مي‌شود ارتباط انسان با انسان و همچنين انسان با محيط تسهيل يافته و ارتقا يابد . فناوري  اطلاعات  به دليل تحول‌پذيري  و قدرت تاثير فراواني كه  در رشد آموزشي ، فرهنگي ، اقتصادي، امنيت ملي ، ‌جهاني شدن و تعديل مشكلات  اطلاع‌رساني سنتي دارد ، يكي از پويا‌ترين و بحث‌انگيزترين رشته‌هاي علم و فناوري محسوب مي‌شود. البته اين نكته رانيز نبايد ازنظر دور داشت كه فناوري اطلاعات (IT) به دليل  ويژگي هاي خاصي كه از آنها برخوردار است ، همواره مورد سوءاستفاده‌هايي نيز قرار گرفته است كه اين سوء استفاده‌ها ، سوء تعبيرهايي  را در زمينه بكارگيري از اين پديده موجب شده است  .                         با اين وجود بايد  به اين مساله اعتراف كرد كه  فناوري اطلاعاتي  داراي قابليت هاي فراواني  به منظور انتقال دانش  ، تسهيل  ارتباطات و  تعاملات و  سرعت بخشيدن  به روند رو به  رشد توسعه  دانش  و اطلاعات مي‌باشد كه البته همه  اينها در صورت  بهره‌گيري صحيح از اين پديده امكان‌پذير است .

ماهيت فناوري اطلاعات و ارتباطات


                  فناوري اطلاعات ، واسطه‌اي است كه امكان بيان طيف گسترده‌اي از اطلاعات ، انديشه‌ها ، مفاهيم ، و پيام‌ها را فراهم مي‌كند . اين پديده به دليل برخورداري از ويژگيهاي متفاوت ،داراي تعاريف گوناگوني است.
            فناوري اطلاعات به مجموعه‌اي از ابزار و روشها اطلاق مي‌شود كه به نحوي اطلاعات را در اشكال مختلف  جمع‌آوري  ، ذخيره  ، بازيابي   ، پردازش و  توزيع مي‌كند .  فناوري اطلاعات  در  جهت  گسترش توانمندي هاي    انديشه   انسان تكوين يافته است(1 ).اصطلاح فناوري اطلاعات را مي‌توان از دوديدگاه مورد مشاهده قرار داد .  از ديدگاه اول ،  اصطلاح  فناوري  اطلاعات براي  توصيف فنوني  به  كار  مي‌رود  كه ما را  در ضبط ، ذخيره‌سازي ، پردازش ، باز يابي ، انتقال و دريافت اطلاعات ياري مي‌كند . ( ا)ز ديدگاه دوم، فناوري اطلاعات به مجموعه‌اي از ابزارها و روش‌ها گفته مي‌شود كه امكان توليد پردازش و عرضه‌ي اطلاعات رابراي كاربر انساني فراهم مي‏آورد.
       هم چنين فناوري را مي‌توان به عنوان يك فعاليت هدفمند بشري دانست كه براي طراحي و ساخت محصولات مختلف از آن بهره گرفته شده و نوع خاصي از  دانش اطلاعاتي  كه فناوري براي حل   مسأله علمي  به صورتي علمي به  كار مي‌برد  ، فناوري  اطلاعات گفته مي‌شود  .   فناوري     اطلاعات به دليل تحول‌پذيري   و قدرت  تاثير فراواني كه  در رشد اقتصادي ، اجتماعي ، امنيت ملي ،  جهاني شدن(2 )  و تعديل   مشكلات اطلاع‌رساني سنتي دارد ، يكي از پوياترين و بحث‌انگيزترين   رشته‌هاي علم  و فناوري محسوب مي‌شود  . اهميت اين پديده در حدي است كه آن را « همانند  محور  و مركز   مجموعه‌اي  از فعاليت‌هاي هدايت شده دانسته‎اند كه كنترل مديريت ، بهره‌وري ، توليد ،آموزش و ارتقاي يك سيستم را با يك مركزيت از به عهده دارد.»(3 )تعريف  كرده‌اند در جاي ديگر و با  افقي بالاتر  در تعريف   فناوري اطلاعات  آورده  شده   است  كه :  فناوري  اطلاعات  بيشتر  يك استراتژي ،‌انديشه ، فكر و ابزار در حوزه انسانها است كه با نوآوري همراه مي‌باشد .(1 )
       در كنار تعاريفي كه اين پديده را با  نگاهي مثبت نگريسته‌اند بايد توجه شود كه آن از  محدوديت هايي نيز برخوردار است . قرار گرفتن ويژگي هايي همچون شمول مفاهيم عمومي ، پيچيدگي ، سرعت ، رشد ، مقياس‌هاي  تعيين‌پذيري و در  عين حال انعطاف‌پذيري و … نشان دهنده برخي محدوديت هاي فناوري اطلاعات هستند كه در بهره‌گيري از آن نمي‌توان اين محدويتها را از نظر دور داشت .

 

فناوري اطلاعات و ارتباطات در حوزه تعليم و تربيت


          فناوري اطلاعات و ارتباطات را مي‌توان به باراني تشبيه كرد كه اگر در جاي مناسب ببارد مي‌توان باعث رويش  و زنده شدن طبيعت شود ولي در صورتي كه در جاي  نامناسب  ببارد  مي‌تواند  سبب جاري شدن سيل يا منشاء شكل‌گيري باتلاق شود . ورود  اين پديده به حوزه تعليم و تربيت نيز خالي از اين دو نقش نيست .  بنابراين لازم است  به اين نكته توجه شود كه پيش از فراهم كردن امكان آميختگي اين دو   مقوله بايد  زمينه‌سازي فرهنگي ـ علمي  مناسب  براي آن  صورت گيرد . اگر اساس  تعليم وتربيت انتقال دانش و آگاهي است و دانش نيز چيزي  جز اطلاعات شناخته شده نمي‌باشد ، پس لازم است براي انتقال اطلاعات به مهارت هاي مناسب براي اين منظور توجه كرد  .  فناوري اطلاعات و ارتباطات در طي زماني كوتاه  ، توانسته است به يكي از اجزاي اساسي تشكيل‌دهندة جوامع مدرن تبديل شود به گونه‌اي كه در بسياري از كشورها به موازات خواندن ، نوشتن و حساب كردن ،  درك فناوري اطلاعات  و ارتباطات و  تسلط  بر  مهارت ها و  مفاهيم  پايه  فناوري اطلاعات و ارتباطات به  عنوان  بخشي از  هسته مركزي آموزش و پرورش اين جوامع مورد  توجه قرار گرفته  است .  ( به نقل از دانيل معاون مدير كل در امور آموزش و پرورش يونسكو ). در حوزه تعليم و تربيت، فناوري هاي اطلاعات و ارتباطات  مجموعه وسايل و  تركيبات به كارگيري  كامپيوتر و برقراري  ارتباط است  كه به اشكال  مختلف معلمان، دانش‎آموزان، فرايند يادگيري و گستره بالايي از فعاليت هاي آموزشي را مورد حمايت قرار مي‎دهند.(1 )


برنامه‎ريز آموزشي براي ادغام فنآوري‎ اطلاعات و ارتباطات در برنامه‎ريزي درسي به سه نوع فعاليت مي‎پردازد :(1 )


1 – فعاليتهاي توسعه‎اي :
- با همكاران درون مدرسه درباره راهبردها و منابعي كه ICT را با فضاي كلاس درس هماهنگ مي‎كند، مشورت مي‎نمايد.
- از منابع و  اطلاعات الكترونيكي  به  منظور  برنامه‎ريزي  جهت  استفاده از ICT در كلاس درس كمك مي‎گيرد و در رابطه با آن به پژوهش مي‎پردازد.
- براي بهبود عملكرد معلمان در زمينه استفاده از استانداردهاي بكارگيري ICTدر كلاس درس، بازخورد هائي را ايجاد مي‎كند.
- به منظور يكپارچه سازي (هماهنگ كردن) ICT با فعاليتهاي درون كلاس براي رسيدن به خروجي هاي علمي، برنامه‎ريزي مي‎كند.
- از رويكردهاي متنوعي (همچون حرفه‎اي كردن همكاران) براي دسترسي به منابع ICTدر سطح كلاس درس استفاده مي‎كند.
- اثربخشي استفاده از ICTدر واحدهاي كار كلاسي را مورد ارزشيابي قرار مي‎دهد.
- با نگرشي مثبت، اجازه مي‎دهد كه دانش‎آموزان، اطلاعات مربوط به نيازهايشان را جستجو كنند. (از طريق منابع ICTو از ICTبه صورتهاي مختلف در واحدهاي كار كلاسي استفاده مي‎كند.
2 – فعاليتهاي نوآورانه :
- گفتگوهاي تخصصي را با همكارانش فراهم مي‎كند تا از طريق راه‎اندازي اينگونه بحثهاي مؤثر، گروه منسجمي را در مدرسه بوجود آورد.
- در كارگاه‎‎هاي آموزشي مربوط به كاربردهاي ICT در برنامه درسي شركت فعال دارد.
- نيازها را شناسايي كرده و براساس آنها منابع شبكه اينترنت را تعيين مي‎كند و ميزان برخورداري آنها از واحدهاي كاركلاسي مناسب را ارزيابي مي‎كند.
-راهبردهاي مشاركت جويانه و متنوعي را براي ايجاد هماهنگي در بهره‎گيري از ICT بكار مي‎بندد.
- دانش‎آموزان را به فعاليتهاي چالش انگيز شناختي در زمينه بكارگيري مداوم ICT مشغول مي‎كند.
3 – فعاليتهاي رهبري :
- كارگاههاي آموزشي مربوط به ICTكه در آنها موضوعاتي چون نيازهاي يادگيري، برنامه‎ريزي درسي و مديريت كلاس درس هم رديف شده‎اند را رهبري مي‎كند.
- معلمان را در زمينه فعاليتهاي تخصصي، هدايت مي‎كند.
- به عنوان يك دوست منتقد كه اقدام پژوهي را لازمه استفاده از ICT در مدرسه مي‎داند، عمل مي‎كند.


ويژگيهاي برنامه درسي كه با فناوري اطلاعات و ارتباطات آميخته شده است :


     پيش از آنكه به بررسي ويژگيهاي برنامه درسي كه با فناوري اطلاعات و ارتباطات آميخته شده است  پرداخته شود  ،  لازم به اشاره  است  كه تحقق چنين برنامه‌اي بدون  برنامه‌ريزي مناسب جهت توسعه مهارت ها و  بالندگي معلمان  امكان ‌پذير  نيست . به  عبارت ديگر  ،  پيش شرط  بهره‌گيري  از  فناوري اطلاعات و ارتباطات در برنامه درسي اينست كه ابتدا معلمان ازفنون بهره‌گيري از چنين پديده‌اي آگاهي يابند . در  صورتي  كه  اين  بسترسازي انجام نگيرد يا به طور  ناقص انجام شود ،  نمي‌توان  اميد داشت كه ورود فناوريهاي  جديد  بتواند  موجب تحول در برنامه درسي و به  طور كل فرايند آموزش شود . بلكه ممكن است صدماتي همچون ايجاد فاصله هر چه بيشتر ميان معلمان و دانش‌آموزان را سبب شود . در ادامه  به ويژگيهاي يك برنامه درسي كه به خوبي در آن از  فناوري اطلاعات و ارتباطات  استفاده شده است ، اشاره مي‌شود :
1. امكان بهره‌گيري از يك برنامه درسي تلفيقي را فراهم  مي‌آورد :  منظور از برنامه درسي تلفيقي برنامه ‌اي است كه به  نحوي فرصت لازم براي يادگيري تلفيقي يا مطالعه تلفيقي توسط آن فراهم مي‌شود . در برنامه درسي تلفيقي ديوارهاي بلند ومستحكم ميان موضوعات و مواد درسي در رشته‌هاي مختلف كوتاه ‌تر و منعطف‌تر مي‌گردد . اين نوع برنامه بيش از آنكه بخواهد دانش معيني را به دانش‌آموزان القا كند ، به دنبال فراهم كردن زمينه‌هاي لازم براي شكوفايي قابليت ‌هاي فردي  دانش‌آموزان  و گسترش تجربه‌ هاي فردي و مستقل آنها مي‌باشد .(1)
2. ميزان اهميت و اعتبار محتواي برنامه درسي را افزايش مي‌دهد   : گسترش روزافزون دانش  در عصري كه تحت عنوان « انفجار دانش » ناميده شده است و  قابليت  فناوريهاي جديد اطلاعات و   ارتباطات در انتقال دانش سبب شده است كه در هر لحظه نظريه‌هاي علمي جديدتري مطرح شود كه نسبت به دانش قبلي از اعتبار بيشتري برخوردارند . بنابراين بهره‌گيري از علوم و دانش‌ روز كه بواسطه فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات صورت مي‌پذيرد ، باعث مي‌شود كه محتواي برنامه درسي به گونه‌اي تنظيم شود كه از درجه اعتبار و اهميت بيشتري برخوردار باشد .
3. افزايش  ميزان  علاقمندي  فراگيران را  به همراه دارد  :‌  برنامه درسي كه بر اساس  نيازهاي  واقعي فراگيران تعيين شده است به گونه‌اي وافر ،‌علاقه آنها را جهت يادگيري بيشتر افزايش مي‌دهد . فناوريهاي جديد ، اين ويژگي را دارند كه به دليل متنوع بودن و برخورداري از حجم بالاي اطلاعات ،‌ بتوانند نيازهاي گوناگون فراگيران را تحت پوشش قرار داده و باعث افزايش علاقمندي آنان به محتواي برنامه درسي گردند .
4. ارائه دانش با ساختاري مناسب : بهره‌گيري  از فناوري  اطلاعات و  ارتباطات در  تنظيم برنامه درسي ،‌ اين امكان را فراهم مي‌كند كه بتوان اطلاعات ، مفاهيم و اصول محتواي مورد يادگيري را به گونه‌اي در اختيار فراگيران  قرار داد كه آنها اطلاعات علمي  موضوع مورد نظر خود را در  حد مناسب در اختيار داشته باشند . به عبارت ديگر فناوريهاي جديد باعث مي‌شوند كه محتواي غني از دانش مورد يادگيري در برنامه درسي ، در اختيار فراگيران قرار گيرد .
5. ميزان سودمندي برنامه درسي را افزايش مي‌دهد  :  ميزان كارايي  و كاربرد  برنامه درسي در حقيقت ،‌سودمندي آن  برنامه ر ا مشخص مي‌كند . برنامه درسي كه بتواند  دانش و مهارت هاي به‏روز و اساسي فراگيران را  جهت  كسب مشاغل  آينده فراهم كند  ،  يا آنان را در  مهارت‌آموزي  ياري  كند،  قطعاً از سودمندي بيشتري برخوردار است .
6. افزايش ميزان يادگيري فراگيران را به همراه دارد : برنامه درسي كه متناسب با رشد ذهني ، جسمي ، رواني  يا  عاطفي  فراگيران  تنظيم  شده  باشد  و در آن به تفاوت هاي فردي فراگيران توجه شده باشد ، مي‌تواند موجب افزايش يادگيري فردي  فراگيران شود .  فناوريهاي جديد اين امكان را فراهم مي‌آورد كه بتوان به وسيله آنها ، محتواي برنامه درسي را متناسب با ويژگيهاي فردي فراگيران تنظيم كرد . و از اين طريق باعث افزايش ميزان يادگيري آنها شد .
7. فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات ‌انعطاف‌پذيري برنامه درسي را موجب مي‌شود : محتواي برنامه درسي بايد به گونه‌اي باشد كه فراگيران بتوانند بر اساس مهارتهاي مورد علاقه خود،  به تسهيل و كسب دانش بپردازند . محتواي برنامه درسي كه در آن انواعي از امكانات  به گونه‌اي استفاده شود كه  باعث افزايش انگيزه و  توانايي فراگيران شود ، بسيار مهم است . فناوريهاي  جديد  باعث مي‌شوند كه برنامه درسي از قدرت انعطاف‌پذيري مناسب  برخوردار  بوده  و  بتواند انگيزه  و توجه تمام  فراگيران  را جهت  يادگيري محتواي  مورد آموزش جلب نمايد .


فنآوري تدريس به عنوان بخشي از برنامه‎ درسي :


       فنآوري تدريس مكانيزم   فرايندهاي آموزشي د ر موقعيت‎هاي  كلاس ، سطوح تدريس ، تئوريهاي تدريس،عملكردهاي اصلي تدريس و تعيين روابط بين تئوريها و عملكردهاي تدريس راشامل مي‎شود.(1 )
فناوري تدريس بعنوان يك مفهوم در چهار مؤلفه بخوبي طبقه‎بندي شده است. اين مؤلفه‎ها عبارت از : نيروي انساني [منابع انساني] ، روشها ، مواد  و  رسانه‎ها  مي‎باشد .  روش (متد) ، دلالت  بر  استفاده از توصيه‎هاي  مفيدي همچون يادگيري  برنامه‎ريزي  شده ، تدريس  گروهي، تدريس با موضوعات تخصصي، سيستم آموزش فردي (مبتني بر فرد) و ... دارد. مواد ، شامل مواد آموزشي ، كتابهاي  درسي برنامه‎ريزي شده، كتابهاي راهنما، مواد آموزشي متني كه محتواي منابع و مواد آموزشي را در معرض دسترسي ياد گيرنده  قرار مي‎دهد، مي‎شود .  رسانه‎ها نيز شامل  رسانه‎هاي شنيداري يا  ديداري  يا هر دوي آنها است، هم چون راديو ، كاست‎ها، فيلم‎ها، برنامه‎هاي آموزشي تلويزيوني ، كه همه بعنوان مكمل‎هاي تدريس براي افزايش اثربخشي و ارتقاء بيشتر يادگيري محسوب مي‎شوند.
        لازم به توجه است ، هر  جقدر روش‎ها ، مواد يا رسانه‎ها وجود داشته باشند ، آنها  نيازمند   نيروي انساني [منابع انساني] مناسب براي بكارگيري آنها  در محيط يادگيري تدريس هستند .  بنابراين   چهار مؤلفه مورد نظر، تشكيل حلقه‎هاي متوالي و كاملي را  از وروديها يا وسايل  تسهيل كننده  (تدريس)  در فناوري تدريس مي‎دهند.
       فناوري تدريس، بعنوان بخشي از فناوري برنامه‎ درسي، مي‎تواند نقش مهمي در اثر بخشي آموزش  ايفا كند. تحولات صورت گرفته درچند دهه اخير بويژه توسعه فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات سبب شده است  كه فناوري نوين تدريس از رويكردي متفاوت و  توسعه   يافته  نسبت به فناوري  سنتي   تدريس  برخوردار شود كه در ادامه به مقايسه آنها مي‎پردازيم.(J.C.Aggarwal,P.31-33)


 تفاوت فنآوري نوين تدريس با  فنآوري سنتي تدريس


1 – اساس آن بر روي اصول و اكتشافات علمي جديد است.
2 – تأكيد بر توسعه قدرت تفكر انتقادي يادگيرنده دارد.
3 – از تيم تدريس استفاده مي‎كند.
4 – دلالت بر فعاليتهاي گروهي دارد.
5 – از فنون آموزش متناسب با هر يك از يادگيرندگان استفاده مي‎كند.
6 – اهداف تدريس به وضوح تعيين مي‎شود.
7 – مواد تدريس به طور كامل فراهم شده‎اند.
8 – زمان مورد نياز براي مربي جهت بكارگيري مواد آموزشي بسيار مناسب با قابليتهاي  دانش‏آموزان تعيين مي‎شود.
9 – نقش معلم در تدريس بعنوان عامل اصلي ارائه درس نيست، اما براي مديريت  محيط   آموزشي، شناخت دانش‎آموزان به استفاده مستقيم از منابع در دسترس، نقش اصلي دارد.
10 – مواد آموزشي بكارگرفته شده در كلاس درس شامل رسانه‎هاي جديد و فنون اندازه‏گيري نوين است كه آنها بخوبي هماهنگ شده‎اند.
11 – اهداف آموزشي در معرض بازنگري و مرور مداوم هستند.
12 – هدف از ارزشيابي دانش‎آموز كمك به   دانش‎آموز  از طريق  فراهم كردن  بازخوردهايي بر  عملكرد، تشخيص نقاط قوت و ضعف و فراهم كردن اطلاعات براي تصميم‎گيريها است.
13 – تدريس به صورت دانش‎آموز محور است.
14 – محيط كلاس، آزاد وخودانگيز است.

 


 بحث و نتيجه‌گيري :


           همان طور كه در  تعاريف  برنامه درسي اشاره شد ،  برنامه درسي  نقشه‌اي است كه فرصت‌هاي مناسب يادگيري براي رسيدن به هدفهاي كلي و جزئي مشخص ، براي گروهي از فراگيران فراهم مي‌شود . هم چنين  اشاره شد   كه  برنامه  درسي طرح  كلان  و كلي  فعاليت  آموزشي  است  كه  محتواي دوره ، انتظارات يا خواسته‌هاي  فراگيران ( متناسب با نيازها ) ، روش تدريس محتوا ،‌ روشهاي  تسهيل  فرايند يادگيري ، نحوه ارزشيابي ميزان يادگيري و حتي چهارچوب زماني فعاليت‌هاي آموزشي رامشخص مي‌كند . براي آنكه برنامه درسي از قابليت اثربخشي لازم برخوردار باشد ، عوامل مختلفي مي‌بايست در كنار  هم قرار گيرند ، پديده فناوري اطلاعات و ارتباطات اين توانايي رادارد كه نه به عنوان يك ابزار بلكه به عنوان يك زمينه‌ساز  تحول و  نوآوري در كار  آموزش مطرح شود  . در جهاني كه به سوي  دهكده  جهاني حركت مي‌كند ، ديگر رويه‌هاي سنتي انتقال دانش هم چون متن ،‌ ورقه ، تمرين و  مانند آنها  نمي‌توانند توجه جواناني را كه در جهان  اشباع شده از رسانه‎ها  به سر مي‎برند را به  خود  معطوف كنند. با اين وصف، به نظر ضروري مي‎رسد كه تعليم و تربيت و عناصر آن همچون برنامه درسي نيزمتناسب باتحولات پيراموني دچار تحول شده  و تغيير يابند . بهره‌گيري از پديده  فناوري اطلاعات  و  ارتباطات  در برنامه  درسي داراي فوايد  فراواني  است . فناوري  اطلاعات ، امكان  بهره‌گيري  از  يك  برنامه درسي  تلفيقي  را در آموزش فراگيران فراهم مي‌نمايد . همچنين اين پديده مي‌تواند دانش ساختارمندتري را در اختيار فراگيران   قرار دهد . افزايش ميزان اهميت و  اعتبار محتواي  برنامه درسي از ديگر فوايد بهره‌گيري از فناوري‌هاي جديد در  تنظيم  برنامه درسي است .  انعطاف  ‌بخشي  به محتواي  برنامه درسي ، افزايش  ميزان  علاقمندي فراگيران و افزايش سودمندي برنامه درسي ازديگر فوايدي هستند كه استفاده از فناوريهاي جديد ،رسيدن به آنها را ممكن مي‌سازد ، اما لازم به توجه است كه اين پديده محدوديتها و معايبي را نيز مي‎تواند به همراه داشته باشد . از جلمه اينكه بكارگيري فنارويهاي اطلاعات در آموزش مي‌تواند باعث ايجاد فاصله ميان معلم و دانش‌آموز گردد و … براي آنكه نظام تعليم وتربيت دچار چنين معايبي  نگردد   نيازمند بسترسازي علمي و فرهنگي مناسب جهت بهره‎گيري هر چه بيشتر و بهتر فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش مي‎باشد.
           بنابراين ضروري است به موازات اينكه محتواي برنامه درسي در جهت بهره‌گيري بيشتر از فناوري اطلاعات و ارتباطات دچار تغيير مي‌شود، فرايند بسترسازي علمي و فرهنگي آن نيز به اجرا گذاشته شود .

فهرست منابع :
1. ابراهيمي ، علي . برنامه‌ريزي درسي ( راهبردهاي نوين ) . تهران : فكر نو ،‌1377
2. انجمن اولياء و مربيان . خانواده و پيامدهاي فناوري اطلاعات . تهران : انتشارات انجمن اولياء و مربيان ، 1382
3. زرگر ، محمود . اصول و مفاهيم فناوري اطلاعات . تهران : بهينه ، 1380
4. سركار آراني ، محمدرضا . فرهنگ آموزش در ژاپن . تهران : روزنگار ،‌ 1381 .
5. عطاران ، محمود . جهاني شدن ، فناوري اطلاعات و تعليم و تربيت . تهران : آفتاب مهر ، 1381
6. قورچيان ، نادرقلي . فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش . تهران : فراشناختي انديشه . 1382
7. ونتلينگ ،‌ تيم . برنامه‌ريزي براي آموزش اثربخش . ترجمه مجمد چندري . تهران : دانشگاه تربيت مدرس ، 1375

Refrences :

          8- Garrison.D.R & Anderson.T, E-Learning in the 21st Century, First Published , 2003.
         http://www.handong.edu/english/introduction/globalization.asp.          9       

         10-   http://www.hornislass.eq.edu.au/home/mtann4/docs/icts – for -   learning / continua - examples.doc